ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )
151
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )
و از آنهاست : بخل و آن عبارت است از خوددارى از بذل كردن آنجا كه بايد بذل كرد ، چنان كه اسراف ، بذل كردن است آنجا كه بايد امساك كرد ، و اين هر دو مذموم است ، و آنچه پسنديده است حدّ وسط است كه جود و سخا باشد ، زيرا رسول اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم جز به سخاوت مأمور نشده ، و خداى تعالى به وى مىفرمايد : « وَلا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً الى عُنُقِكَ وَلا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ » 17 : 29 ( اسراء ، 29 ) « دستت را به گردنت مبند و آن را به تمامى مگشاى » . و مىفرمايد : « وَالَّذينَ اذا انْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَلَمْ يَقْتُرُوا وَكانَ بَيْنَ ذلِكَ قَواما » 25 : 67 ( فرقان ، 67 ) « و كسانى كه چون خرج كنند اسراف نمىكنند و بخل نمىورزند و ميان اين دو معتدلاند » . پس جود حدّ وسط ميان بخل و اسراف و بين قبض و بسط است ، و آن عبارت است از بذل و امساك به حدّ اعتدال و به اندازهء واجب و در خور . و در تحقّق جود و سخاوت كافى نيست كه تنها با جوارح بذل و بخشش انجام پذيرد بلكه دل بايد در اين كار خوشحال باشد و به منازعه برنخيزد . بنابراين اگر كسى در جايى كه بايد بذل كرد ، بذل كند در حالى كه نفس او به آن ميل و رغبت ندارد و با وى منازعه مىكند او متسخّى ( بخشندهء به تكلَّف ) است نه سخى ، بلكه در دلش بايد علاقهء به مال نباشد مگر از اين جهت كه مال را در جائى كه بايد صرف كرد مصرف كند .